محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
485
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
توان خويش بر روى چوب رفته خاشاكها را براي روز مبادا گرد مىآورند . هنگامى كه من در نيشابور بودم بند آسيب ديد ومردم آمادهء گريز ومتحمل هزينه گزاف شدند . از آنجا چهار نهر به شهر مىآيد : 1 - بهر رزق كه از سمت ربض به كنار شهر به درون آمده به چند آب انبار گود مىريزد . 2 - اسعدى كه مردم محل باب سنجان وميرماهان از آن سيراب مىشوند . 3 - هرمز فره كه از سمت سرخس بخشي از شهر وآباديهاى آن را سيراب كند : 4 - ماجان كه شهر را پارهء مىكند واز بازارها گذشته از آن سر شهر بيرون مىرود . روى آن در ميان خيابانهاى شهر پلها هست . آب انبارهاى باز وسرپوشيده دارند كه با پلكان بدانها پائين مىروند ، وآب راهشان را بقدر نياز باز وبسته مىكنند . ايشان چاههاى شيرين نيز دارند . هر گاه همهء نهرها وآبشخورها را بر شمرم كتاب به درازا خواهد كشيد وخنكىآور خواهد شد . [ نهر سرخس دنبالهء نهر هرات است وگاه بگاه بريده مىشود . ابيورد نيز نهرى كوچك دارد . در نسا چشمهء بسيار هست ] . رودخانهء سغد : پس از آنكه از كلاباد مىگذرد ، پر از آب وارد قصبهء بخارا مىشود . دربندى بزرگ دارد كه چوبها در آن نهاده شده است . پس چون در تابستان آب افزون گردد چوبها را يكايك به اندازه